عمده ترین واحدهای شمارش و اندازه گیری

گرد آورنده: اناهیتا سیاووش

خواهران عزیز!

در گفتگو و مکالمات روزمره بارها دیده شده که از روی اشتباه به خانه،موتر، طیاره،درخت وغیره در واحد شمارش دانه به کار رفته که این یک اشتباه محض میباشد. برای آنکه در کاربرد واحد های شمارش اشیا اشتباه نکنیم بیایید به این معلومات در ذیل توجه نماییم:

١ – واحد شمارش انسان  : نفر

۲ – واحد شمارش کفش و جوراب : جفت

۳ – واحد شمارش سیگار : نخ

۴ – واحد شمارش صابون : قالب

۵ – واحد شمارش تخم مرغ : دانه

۶ – واحد شمارش گواهینامه : فقره

۷ – واحد شمارش درب و پنجره : عدد

۸ – واحد شمارش مغازه، خانه و باغ : باب

۹ – واحد شمارش قاشق، چنگال، رختخواب : دست

۱۰ – واحد شمارش درخت : اصله

۱۱ – واحد شمارش پتو ، فرش : تخته

۱۲ – واحد شمارش پارچه : توپ

۱۳ – واحد شمارش تفنگ : قبضه

۱۴ -واحد شمارش کاغذ : بند

۱۵ – واحد شمارش مجله و کتاب : جلد

۱۶ -واحد شمارش هواپیما و کشتی : فروند

۱۷ – واحد شمارش سگ و پلنگ : قلّاده

۱۸ – واحد شمارش گل و آهن آلات : شاخه

۱۹ – واحد شمارش دایره، جهت، زاویه : درجه

۲۰ – واحد شمارش چک بانکی : فقره

۲۱ – واحد شمارش ماشین آلات، خودرو (اتومبیل)، تلویزیون و یخچال : دستگاه

۲۲ – واحد شمارش گوسفند و گاو : رأس

۲۳ – واحد شمارش پنبه : عدل

۲۴ -واحد شمارش حمام : واحد

۲۵ – واحد شمارش نان : قرص

۲۶ – واحد شمارش قنات و چاه : رشته

۲۷ – واحد شمارش عکس : قطعه

۲۸ – واحد شمارش فیلم عکاسی و لاستیک : حلقه

۲۹ – واحد اندازه گیری سرما و گرما : سانتی گراد

۳۰ – واحد اندازه گیری راه : کیلومتر

۳۱ – واحد اندازه گیری حجم آب : مترمکعب

۳۲ – واحد اندازه گیری بنزین، نفت و گازوئیل : لیتر

۳۳ – واحد اندازه گیری سرعت و جهت وزش باد : بادنگار

۳۴ – واحد اندازه گیری سرعت باد : بادسنج

۳۵ – واحد اندازه گیری زمین : متر

همزیستی مسالمت آمیز

 

به انتخاب: اناهيتا سياووش

دو بز در بالاي يك پل خورد باهم روبه رو شدند. هردو ميخواستند از پل بگذرند. يكي از بزها به ديگرش گفت:

اي بزك سياه پل تنگ است تو قدري پستر برو تامن بگذرم.

بز سياه گفت:

ني تو پستر برو كه من بگذرم.من از تو چي كمتر استم. اين گفت: تو پس برو ، آن گفت: تو پس برو. تا اين كه بين شان جنگ و گفتگو زياد شد و باهم زدند . هردو بز از سرپل در جوي آب افتادند و تر شدند.

دو بز ديگر:

دو بز در بالاي يك پل خرد باهم مقابل شدند . هر دو ميخواستند از پل بگذرند. يكي از بزها به ديگرش گفت:

اي بزك سياه ميداني پل تنگ است تو بايد خواب كني كه من از بالايت بگذرم . بز سياه گفت:

راست ميگويي پل بسيار تنگ است . من ميخوابم، تا تو از بالاي سرم گذشته بتواني . بزك سياه خوابيد و بزديگر  گذشت. به اين قسم هر دو از پل گذشتند.

ضرب المثل:تو به مه ، مه به تو

 

خواهران بابعضی علایم ترافیکی آشنا شوید

 

گرد آورندگان اناهیتا سیاووش وناهید سیاووش

خواهران عزیز

هنگام گشت و گذار در شهر ، علایم ترافیکی زیادی را   مشاهده میکنید که برای تنظیم ترافیک و آگاهی از رعایت نظم ترافیک جاده  وجلوگیری از حادثات ترافیکی نصب گردیده . توجه تان را به بعضی از این علایم جلب میکنم تا در گشت و گذار و هنگام عبور از جاده به مفاهیم آن آشنا باشید:

1-معلومات:

با نصب این علامه در غرفه های معینه، معلومات لازم برای اشخاص ارائه میگردد.

2- ایستگاه بس:

در جاییکه این لوحه نصب گردیده باشد صرف بس های لینی توقف نموده ودیگر شاملین ترافیک حق استفاده و پارک را در آنجا ندارند.

3- ایستگاه تاکسی:

این علامه در ایستگاه معینه تاکسی نصب گردیده، سایر شاملین ترافیک حق استفاده را از آنجا ندارند. تعداد تاکسی در ایستگاه معینه توسط لوحه ضمیمه توضیح داده شده میتواند.

4- محل پارکینگ:

این علامه قاعدتا در مدخل محل پارکینگ نصب گردیده ، پارک نمودن وسایط نقلیه را اجازه میدهد،رهنمایی به محل پارکینگ توسط تیر سفید و همچنان فاصله آن توسط اعداد سفید در لوحه نشان داده میشود. علاوتاً طرز و شکل پارک نمودن و محدودیت پارکینگ از نظر وقت و نوع وسایط نقلیه توسط لوحه ضمیمه توضیح شده میتواند.

5- مواضع خطر (بصورت عموم):

در جایی این علامه نصب میشود که از ساختمان جاده یا جریان ترافیک خطر متصور باشد. نوع خطر و فاصله آن توسط لوحه ضمیمه نشان داده میشود.

6- تانک تیل:

این علامه محل تانک تیل را نشان داده و به رانندگان وسایط نقلیه از رسیدن به تانک تیل معلومات میدهد.

7- غرفه تیلفون:

این علامه غرفه تیلفون را نشان داده و رانندگان وسایط نقلیه را  به غرفه تیلفون راهنمایی میدارد.

8- هوتل:

این علامه موقعیت هوتل را نشان میدهد.

 

9-  هلال احمر یا سره میاشت( کمک های اولیه صحی):

شاملین ترافیک و رانندگان وسایط نقلیه را به محل کمک های اولیه صحی راهنمایی مینماید.

برگرفته از کتاب میتود شناسایی علایم و قواعد ترافیکی برای کودکان

 

 

ﺳﯽ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ

 

به انتخاب : اناهیتا سیاووش

خواهران عزیز در معاشرت اجتماعی وحیات مدنی روزمره یک سلسله نکاتی وجود دارد که عدم رعایت  به موقع آنها باعث نا راحتی اجتماعی و خدشه دار شدن وجهه و حیثیت فردی انسان گردیده به مثابه عدول از موازین ومعیار های اجتماعی محاسبه میشوند.در ذیل برخی از این عادتهای نا پسند را نام میبرم که با رعایت آن امیدوارم بیش از پیش به صفت یک فرد با دسپلین در اجتماع شناخته شوید

۱ . ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻥ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ

۲ . ﺑﺎ ﺩﻫﺎﻥ ‌ ﭘﺮ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ

۳ . ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩﻥ ﺣﺮﻑ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ

۴ . ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻓﻀﻞ ﻭ ﺩﺍﻧﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩﻥ

۵ . ﺑﻠﻨﺪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ

۶ . ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺤﮑﻢ ﯾﺎ ﺷﻞ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ

۷ . ﭘﺮﺧﻮﺭﯼ ﺩﺭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﻫﺎ

۸ . ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺁﺭﻧﺞ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ

۹ . ﭘﭻ ﭘﭻ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ ﻣﺮﻣﻮﺯ ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ

۱۰ . ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺑﻪ ﻭﻗﺖ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ

۱۱ . ﺑﺎﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﺎ ﺻﺪﺍ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺑﺎ ﺁﺩﺍﻣﺲ

۱۲ . ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺑﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﺯ ﺗﻠﻔﻦ ﻫﻤﺮﺍﻩ

۱۳ . ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ

۱۴ . ﺗﻮﻫﯿﻦ ﯾﺎ ﮐﻨﺎﯾﻪ ﻭ ﻃﻌﻨﻪ ﺯﺩﻥ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ

۱۵ . ﻓﻀﻮﻟﯽ ﮐﺮﺩﻥ

۱۶ . ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﺣﺮﯾﻢ ﺷﺨﺼﯽ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﺍﻓﺮﺍﺩ

۱۷ . ﺑﯽ ﻧﻈﻤﯽ ﻭ ﺯﺭﻧﮕﯽ ﺩﺭ ﻧﻮﺑﺖ

۱۸ . ﺭﯾﺨﺘﻦ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﯼ ﮐﺜﯿﻒ

۱۹ . ﭘﻮﺷﯿﺪﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ، ﯾﺎ ﺁﺭﺍﺳﺘﻪ ﻧﺒﻮﺩﻥ

۲۰ . ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ ﺑﻪ ﺧﻄﺎ ﻭ ﺁﺳﯿﺐ ﯾﺎ ﻣﺸﮑﻞ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ

۲۱ . ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺑﺮﺩﻥ ﮐﻠﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﺯﺷﺖ ﻭ ﺯﻧﻨﺪﻩ

۲۲ . ﺑﺪﮔﻮﯾﯽ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ

۲۳. ﺍﻓﺮﺍﻁ ﻭ ﺗﻔﺮﯾﻂ ﺩﺭ ﺳﻼﻡ ‌ ﻭ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﯽ

۲۴. ﺣﻞ ﻭ ﻓﺼﻞ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺑﺎ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﯾﺎ ﻫﻤﺴﺮ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ

۲۵. ﺳﮑﻮﺕ ﻭ ﮐﻢ ﺣﺮﻓﯽ ﻏﯿﺮ ﻋﺎﺩﯼ ﯾﺎﻋﺒﻮﺱ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ

۲۶ . ﻣﺴﺨﺮﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﻟﻬﺠﻪ ﯾﺎ ﺷﻮﺧﯽ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﺁﻣﯿﺰ ﺟﻨﺴﯿﺘﯽ

۲۷ . ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﺁﻗﺎﯾﺎﻥ ﻭ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ

۲۸ . ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺩﻟﯿﻠﯽ ﻣﺎﯾﻞ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ

۲۹ . ﻧﻤﺎﯾﺶ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻭ ﺭﻭﻣﺎﻧﺘﯿﮏ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ

ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ

۳۰ . ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﺿﻌﯿﻒ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯼ ﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﯽ ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ

ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ : ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﻼﻝ ﺩﻧﺪﺍﻥ، ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﯿﻨﯽ ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ،

ﺷﺎﻧﻪ ‌ﮐﺮﺩﻥ ‌ ﻣﻮ

۳۱ . ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮔﻔﺘﮕﻮ، ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﭼﻬﺮﻩ ﻣﺨﺎﻃﺐ

مکتب ما چه باصفاست

 

maktab

 

به انتخاب : اناهيتا سياووش

(مکتب ما چه) باصفاست

با( ارزش و) مثل طلاست

آبخوري و باغچه داره

پر از صداي بچه هاست

(مکتب) ده كلاس داره

ناظم باحواس داره

درخت داره،حياط داره

گلهاي ناز ياس داره

(آسمان )آبي داره

هواي ( عالی) داره

برگرفته از كتاب من به دبستان اومدم

(باتعدیل وتصرفات اندک)

سرنوشت چاه کن آخر درچاه است

gada

 

به انتخاب : اناهيتا سياووش

بود نبود يك گدا بود كه  روزانه به قريه مي آمد و در قريه به آواز بلند ميگفت:

هرچه كني به خود كني، اگرنيك و يا بد كني.

مردم قريه همه به آواز گدا آشنا شده بودند. در همين قريه زني   زندگي ميكرد كه يك بچه داشت و بچه او به خاطر كار به جاي دور رفته بود.

گدا وقتي كه در كوچه هاي قريه ميگشت و ميگفت:

هرچه كني به خود كني اگر نيك و يا بد كني،

وقتي كه مانده و ذله ميشد مي آمد و پيش دروازه و كلكين خانه آن زن مي نشست.

چون آواز گدا بسيار بلند بود و بسيار غالمغال نيز ميكرد حوصله آن زن را ميگرفت.

زن كه از صداي گدا به تنگ آمده بود با خود تصميم گرفت تا چاره گدا را بسازد وبرای همین منظور در بين نان زهر انداخت و آنرا به گدا داد.

گدا نان را گرفته و ازجاي خود حركت كرد، و به گفتن هرچه كني به خود كني اگر نيك و يا بد كني شروع كرد. گدا از قريه دور شده ميرفت و آواز او همچنان به قريه مي آمد كه ميگفت هرچه كني به خود كني اگر نيك و يا بد كني…

سر انجام صداي گدا دور شد تا اينكه در قريه شنيده نميشد. گدا بسوي خانه خود روان بود و ميخواست آنچه را از مردم به گدايي جمع كرده بود براي فر زندان خود ببرد. در همين وقت بود كه يك جوان  در راه در مقابل گدا ظاهر شد كه از گرسنگي حالش در خراب شدن بود. وقتي گدا به جوان نزديك شد از او سبب خرابي حالش را پرسيد جوان جواب داد كه چند روز است نان نخورده ام…

گدا بدون كدام گپي همان ناني را كه آن زن برايش داده بود به جوان داد، جوان نان را زود زود خورده و به سوي قريه در حركت شد…

وقتي جوان به قريه رسيد حالش دوباره خرابتر شد وزود خود را به خانه رساند، اين جوان پسر همان زن بود، وقتي داخل خانه شد حال او بكلي دگرگون بود و مادرش بسيار با وارخطایی  از پسر خود سبب بيماري را پرسيد. جوان گفت:

چون بسيار گشنه بودم در پاهايم دم نبود در راه كسي به آواز بلند ميگفت: هرچه كني به خود كني اگر نيك و يا بد كني. آن نفر برايم نان داد من همان نان را خوردم وقتي به قريه رسيدم حالم خراب شد.

زن فهميد كه پسرش نان زهردار را خورده. و يكبار آواز گدا به گوش اش آمد كه ميگفت:

هرچه كني به خود كني اگر نيك و يابد كني…

اين وقتي بود كه كار از كار گذشته بود و آن جوان  جان به جان آفرین داده بود.

پیام: کسی که بد نکند روی بد نخواهد دید

 

سپاس از شیوه پیداگوژیک و اکادمیک ارزیابی جناب حمید الله حاتم مشاور وزارت معارف و دوکتور محمد سعید منصور رییس معارف شهر کابل!

 

جناب حمیدالله حاتم مشاور وزارت معارف با استماع شکایت اناهیتا متعلم صنف هفتم لیسه سردار محمد داود مبنی برعدم رضایت وی از نتایج امتحان سالانه سال 1395 پس از بررسی همه جانبه اطلاعنامه، نتایج،کتابچه کارخانگی و ارزیابی سویه عملی شاگرد موصوف از طریق ریاست معارف شهر، این لوح نوازش را بخاطر تقدیر از زحمات درسی و لیاقت اناهیتا به ایشان تفویض نمود.

اولیأ اناهیتا به خاطر اتخاذ این شیوه علمی و معیاری کارشناسانه و مطابق روحیه روانشناسی تربیتی  نظام آموزشی از جناب حمید الله حاتم مشاور وزارت معارف و دوکتور محمد سعید منصور رییس معارف شهرکابل ابراز امتنان و سپاس نموده موفقیت های هرچه بیشتر شان را در تربیه اولاد وطن از خداوند متعال خواهان اند.

%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa%d8%a7

anahita

ارتقاء ارجمند اناهیتا سیاووش را با (11) آفرین و (16) نمره صد به صنف هشتم تبریک گفته ،موفقیتهای مزیدش را از خداوند خواهانیم.

 

با تعجب از اینکه چگونه اناهیتا سیاووش از درجه اول امتحان وسط سال ، در امتحانات سالانه باوجود اخذ یازده آفرین( صد) و شانزده نمره (صد) فقط به خاطر پایین انداختن نمره اش در مضمون پشتو از مقام اول به درجه پنجم  نتایج  سال تعلیمی تنزیل داده شده، برای اناهیتا سیاووش شاگرد پرکار و زحمتکشی که سعی و تلاش آن در تهیه مطالب وبلاگ ارمغان دختران وحروف نگاری ارمغان ملی و سعی و کوشش وی در دروس روزمره با اخذ نمرات عالی (صد) در شانزده مضمون و اخذ آفرین با ( صد) در یازده مضمون اظهرمن الشمس میباشد، موفقیت های مزید آرزونموده و ارتقایش را به صنف هشتم یکباردیگر تبریک میگوییم.

پارچه امتحان خودش حرف میزند .

نباید درقلوب واذهان اطفال با زیرپا نمودن حق شان عقده تولید شود.

تلقین درس اهل نظر یک اشارت است.

هییات تحریر نشریه ارمغان ملی

parcha-2